--> God In Fire

 
   Tuesday, May 24, 2005

من یک عروسکم! به تو اقرار شد زنی
این را برای حضرت مریم نمی کَنی
کافور میزنی به تنی که نمرده است
بازی تمام شد، الکی مرد بُرده است
یک اتفاق روی دلت پنجه می کشد
خون پخش میشود به عبوری که ساده است
تردید،روی پات ، ترک خورده... برنگرد
یک زن درست پشت سرت مرده ... برنگرد
یک زن تمام شهر ، تو را بو کشید ... بعد
در یک اتاق خیس ، تو را خوب دید ... بعد
مردی که زنده داخل قابی شکسته بود
چرخیده شد _ صدای کسی در اتاق ... دود
داری فرار می کنی از این صدای بد
تق تق ! یکی نیامده تا عاشقت کند
...من گیر میدهم به زنی که نشسته در
هی جیغ میزنم به خودم : بی شعور خر
خمیازه میکشد که خودش را ... به اتفاق
نزدیک میشود به شبح ، در مه اتاق
انگشت میکشد به لبش،دستهای خیس
من جیغ میزنم ... و تو هی: هیس! هیس ... هیس
آقا شما.. نه ! عاشق خوبی نمی شوید
با اسم مستعارِ علی ... مجتبی ... نوید
باید قبول ... میکنمش این گناه را
حالا چه فرق ... کرده شدی اشتباه را
هی فحش میدهم به خودم توبه میکنی
اما دوباره عشق... پفک ... تخمه ژاپنی
زن پنجه میکشد به غروری که روی تخت
تهدید میشود _ به نفسهای داغ سخت
سیگارهای خیس بلندی که کم شدند
تصویر شاعرانه و روژ دار غم شدند
انکار میکنی که خودت را کشیده ای
تصویر میشوی .. که ببینند دیده ای
زل میزنی به در.. به ... به پرده ... پنجره
زل میزنی به شاعر این شعر : سامره
باطل کن این مقدس بی اعتبار را
از خود شروع می کنم این انفجار را
مریم ، گناه خنگ خدا ، هی کثیف تر
انجیل های پاره و قرآن پاره تر
تردید روی پات ، ترک خورده ... برنگرد
یک زن درست پشت سرت مرده ... برنگرد
بیدار می شوی و سرش میخورد به سنگ
مردی که توی پیرهنت مرده ... برنگرد

   Dokhtar Jahanami@ 3:29 PM -


Comments: Post a Comment

Em@il

Add this ID




May 2004 June 2004 July 2004 August 2004 September 2004 October 2004 November 2004 December 2004 January 2005 February 2005 March 2005 April 2005 May 2005 June 2005 October 2005 November 2005 December 2005 February 2006


Design: Surrealist